تبليغاتX
یاد باد آنکه زما وقـت سفـــر یاد نکرد
یاد باد آنکه زما وقـت سفـــر یاد نکرد
شبهای قدر و رو سیاهی من ...

 

رو سياهم

نمي توانم چيزي در وصف اين ايام بنويسم

نمي دانم

شايد لياقت مي خواهد

و من خطا كار

لايق نباشم .

سخت است :‌

حتي تظاهر و حتي رياكردن

حداقل نمي توانم خودم را فريب دهم

ايام شبهاي قدر است

 قدر روزهاي ديگر سال را كه ندانستم  

مانده همين چند شب

با اين همه تذكر و توجه خاصي كه همه به اين چند شب دارند

 باز من دلم با اين چند شب يكي نمي شود

ماه ضيافت خداوند است

‌آسمان چند صباحي نزديك تر است

و من نمي دانم چرا هر سال دورتر مي شوم ‌

 واقعا"‌نمي دانم

بين خير و شر مانده ام

و اين مرا مي آزارد

 افكاري را كه در سر دارم در ناخودآگاهم جستجو مي كنم ،‌

 جايگاهي درست برايش نمي يابم

 عذر بدتر از گناه مي آورم و مي خواهم خودم را قانع كنم .

در تمام اين چند روز ميهماني خداوند همه روزه بودند و من فقط نخوردم و نياشاميدم

 رو سياهم و خجل از عمل خويش ،

‌ تازه فهميدم كجاي كارم و در كدامين قسمت اين قافله قرار دارم

خدايا باز فقط تو را مي بينم و به تو پناه مي آورم .

 

لحظه ها را دريابيم

 

كاش در اين شبها

زماني كه حتي يك لحظه قلبمان با ياد خداوند مي شكست

رو سياهي همچون مرا به ياد آوريم

و دعايش كنيم .

 

فقط التماس دعا دارم

و اگر يادتان بود و باران گرفت . . .

دعايي به حال بيابان كنيد

 

""" ايام گرامي باد  """

|+| نوشته شده توسط جوجه اردک زشت در دوشنبه نهم مهر 1386 ساعت 15:6 |