تبليغاتX
یاد باد آنکه زما وقـت سفـــر یاد نکرد
یاد باد آنکه زما وقـت سفـــر یاد نکرد
روز یا شب تولد

امشب خوابم نمی برد

 استرس و دلهره تمام وجودم را در بر گرفته است

ساعتی است که سالی را به پایان رسانده ام !

و من مثال لاک پشت در این روزگارغریب

که اغلب همه به سرعت گرگی وحشی و درنده

 به پیشرفت و غارت خود ادامه می دهند گام بر می دارم !

سالهای قبل شاید کمی تا اندکی از شنیدن روز تولد خوشحال می شدم !

که سالی را بخوبی به پایان رسانده ام !!

آیا واقعا" اینطور بوده است ؟

حال که بیست بهمن برایم بیست و شش بار تکرار شده است

 و بیست و پنج سال گذشت ، گریزی به قبل می زنم .

واقعا" ناگهان چه زود دیر می شود !!

عالم کودکی را به سادگی بچگی از دست داده ایم !!

و جوانی را نیز به سادگی جوانی از دست خواهیم داد .

گردونه زمان شوخی ندارد با کسی !

قدر دوران را باید دانست

زمانی را به خود آئیم که کار از کار گذشته است .

 

|+| نوشته شده توسط جوجه اردک زشت در شنبه بیستم بهمن 1386 ساعت 2:0 |