![]() کاش باران می بارید و من خود و هر آنچه را که دوست می داشتم زیر آن می بردم خیس خیس می شدیم پاک پاک و به زلالی شبنم تا دیگر تردیدی به انسانیت نداشته باشم ! " کمی خودخواهم " """"""" جوجه اردک زشت """"""" شريعتي: دنيا را بد ساخته اند... کسي را که دوست داري، تو را دوست نمي دارد. کسي که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمي داري اما کسي که تو دوستش داري و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئين هرگز به هم نمي رسند و اين رنج است . زندگي يعني اين همه چیز در جهان برای بودن آدمی است و درد این است که بودن خود برای چیست ؟ چه خنده آورند آنها که بودن خویش را در جهان ابزار چیزی کرده اند که خود ابزار بودن آنها است ! و چه بسیارند آدمیانی که در این گردونه ی ابلهانه دور می زنند ، داستان اینان داستان خر خراس است که از بامداد تا شامگاه در حرکت اند و در پایان ، درست به همان نقطه می رسد که آغاز کرده بودند !!! . دوستی برای چیست ؟ دوستی الفتی است که طبیعت یا خدا در دلها نهاده است تا به آن وسیله مردم را به تعاون و همکاری و همگامی در امور زندگانی وادار سازد . عشق برای چیست ؟ عشق چیزی است مثل سرخک که بچه های گنده می گیرند و آنان را به تشکیل خانواده می کشاند تا طبیعت کارش بگذرد و ادامه نسل نوع بشر و آنچه را مرگ می برد ، عشق بر جای آورد . پس عشق در اینجا ، مأمور تولید نسل است و تاوان ده مرگ ! همین نیست ؟ !!! . چه سخت و غم انگیز است سرنوشت کسی که طبیعت نمی تواند سرش را کلاه بگذارد . چه تلخ است میوه درخت بینایی !!!! .
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مرداد 1387
اردیبهشت 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 آرشیو موضوعی
شبهای قدر و روسیاهی من
برای بچگی ام دلتنگم سياه و سفيد زندگي ! چند ساعت در بهشت زهرا كمي عميق تر و اين مرا سخت مي آزارد چه جوري شو دوست داري ؟ پرده را برداريم ... كار ما شايد اينست خيمه شب بازي نيلوفر بي پاسخ از چه مي كني پروا ؟ زمان ... آتش و جوان دنيا دار مكافات است چيزي به نام زندگي فاني ، باقي ! فقط يك بار مي توني عاشق بشي ... بهانه ... بزرگترين دروغ مثل آب خوردن ساده ها سطحي نيستند واقعا"برويم شبي قشنگ ني خشكيده زندگي خر خراس كلاه برداري حرفه اي يه چيز الكي مثل عشق رفاقت تك سرنشين باز هم هستم ... شعور بودن يا نبودن ؟ حيرت ... ترش و شیرین اما . . . جاریست جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
کلوپ لاریجان
منطقه لاریجان در مورد لاریجان حسین ابراهیمی ترشیده ها کاش یکی بود یکی نبود اول قصه ها نیود نرم افزار معماری عمران نظام مهندسی مازندران زیتون (طاهرمنش) بابالنگدراز (اسماعیل محمودی) اجتماعی - تفریحی فرهاد رحمانی (صفدر ) وب سایت تخصصی مهندسی عمران و معماری نقشه برداری مهندسان ایران معماری در ایران مرکز عمران ایران مرکز آموزش مهندسی عمران مرکز اطلاع رسانی عمران مرجع مهندسی عمران مدیرت آبیاری و زهکشی ماهنامه راه وساختمان گروه عمران دانشگاه آزاد اراک کمیته ملی آبیاری و زهکشی آب ایران کارون 3 فصلنامه معماری ایران عمران شمال عمران افزار علم و فن دات کام شهرسازی و توسعه سیمان ایران سایت علمی و اطلاع رسانی مهندسی عمران سایت تخصصی مهندسی آب و خاک سازمان نقشه برداری کشور سازمان نظام مهندسی استان فارس سازمان علمی و پزوهشی دانشجویان عمران سراسر کشور دایرکتوری جامع معماری و ساختمان ایران پایگاه اطلاع رسانی تخصصی عمران و زلزله ایران پایگاه اطلاع رسانی عمران ایران پایگاه اطلاع رسانی دانشجویان عمران بانک اطلاعات عمران ایران ایران هیدرولوزی ایران سازه وب سایت تخصصی مهندسی عمران ایران زئوماتیک انجمن زئوتکنیک ایران آموزش دوروس تخصصی عمران آزمایشگاه الکترونیکی مهنسی عمران آزمایشگاه فنی مکانیک خاک گیلان آبادگر نت نشریه الکترونیکی معماری تمام پیوندها آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
یاد باد آنکه زما وقـت سفـــر یاد نکرد
و این مرا سخت می آزارد ...
« می خواستم کمی حقایق را بنویسم بدون هیچ . . . »
نمی دانم دوستم داشتی یا فقط قرار بود تکه ای از خاطراتت باشم ؟!!! و من بین این دو نقیض بیچاره ام . دوستت داشتم بخاطر همه غمهایی که در دل داشتی و بخاطر همهء کینه های پنهان در قلب کوچکت . دوستت داشتم به اندازه تمام خوبیهایت و به قدر تمام گناهانم . تو را بخاطر همه آن بی اعتمادی که به من داشتی دوست می داشتم . با همه کج خلقی هایت دوستت داشتم . تو را به همان اندازه ای که تو نمی توانستی دوستم داشته باشی دوست می داشتم . تو را بخاطر مهربانی گذشت انسانیت شور و نشاط و آدمــــــــــیت به سختی کوه دوست می داشتم و این مرا به همان سختی می آزارد که چرا خداحافظی بدرقه راهمان نشد . چرا نگفتی رفتنت برای چه بود ؟ چرا خواستی به هستیم به احساس همه آدمها شک کنم . برای چه دوست داشتی درتردید بمانم برای چه ؟ کاش می توانسم جوابی بیابم . به این می اندیشم شاید قرار بود فقط تکه ای از خاطراتت باشم مثل همهء تکه هایی که یک روز ... فقط خاطره است !!!! باور این امر برایم بس مشکل سخت بسی هم غمناک است ساعتی در پارک چشمانم را بستم نمی دانم اندکی خوابم برد یا در سیل خاطراتت فرو رفتــم به هر چه هست و نیست فانی و باقی راست و دروغ ربط و بی ربط سر زدم در نیم خوابم به هر جایی که تو فکر می کنی سرک کشیدم به بهشت زهرا که بعد از آن خداحافظی غمناک بهانه ای برای دوباره با هم بودن شد تا هر جایی که تو نمی توانی به آن بیاندیشی !! شاید این نگرش متفاوت به زندگی است که ما آدم نماها را از هم دور می سازد اصل این تفات هاست که به زندگی معنا می بخشد رنگ می دهد و به جریان در می آورد هر چیز ارزشمندی ارزشی ندارد !!!! ارزش آن به حال است در آینده جایی ندارد به اصل بنگریم حتی اگر برایمان منفعتی نداشته باشد !! باید سیب زندگی را با پوست گاز زد شاید بعضی وقتها لازم باشد آنرا نشسته خورد و دل درد گرفت !!!!!! باید کنار آتش بوی دود بگیری تا از گرمایش لذت ببری نمی توانی هم بو ی عطرت را حفظ کنی هم گرم شوی باید زیبایی های کویر را ببینی تا سرسبزی جنگلهای شمال را بفهمی ! زندگی ایده آل خوب نیست !! خوب آنست که بتوانی آنرا ایده آل نگه داری و بالاتر از آن قادر باشی از زندگی معمولی یک زندگی ایده آل بسازی . حق آن نیست که با مغز گنجشک سنجیده می شود !! حقیقت چیزی ماوراء اینهاست و خیلی بالاتر شاید قد یه آسمون همه را با سنگ خود محک زدن اشتباهی بیش نیست . تا به کی اینهمه خودخواهی ؟ اینهمه ریا ؟ روراستی دل شیر می خواهد که تو نداری راستی آیا تو با من صادق بودی ؟!!! یا صداقت شعاری است که ما در یوم الله خودمان و راهپیمایی نمادینمان از آن بهره مادی می بریم ؟!!!!!!!! گاهی لازم است از تو آیینه ماشین زندگی به عقب هم بنگریم . راستی خطا از که بود ؟ از من یا تو ؟ شاید از صداقت شاید از من ................. شاید از تو .....................
|+| نوشته شده توسط جوجه اردک زشت در شنبه پنجم خرداد 1386 ساعت 9:23
چه جوری شو دوست داری ؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
«« دهخـــــــــــــــدا »»
این جمله کوتاه
با مفهومی بلند
خود بیانگر هر چیز است و جایی برای بحث نمی گذارد
پس همه با هم طوری
رفتار کنیم که خود سزاوار آنیم
|+| نوشته شده توسط جوجه اردک زشت در سه شنبه یکم خرداد 1386 ساعت 8:34
|